مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
18
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
وعن التّبر المذاب : وسلبوه جميع ما كان عليه حتّى سراويله . « 1 »
--> ( 1 ) - مع القصة ، آن حضرت چون به درجهء شهادت رسيد ، آن كفار ، طمع در سلاح وسلب 1 مباركش بستند . برنس 2 شريفش را كه از خز بود - چنانكه از پيش بدان أشارت شد - مالك بن بشر كندى در ربود . عمامهء مباركش را اخنس بن مرثد بن علقمة الحضرمي مأخوذ داشت وبه روايتي جابر بن يزيد الأودي بر سر بست وديوانه شد وبه روايتي مجذوم 3 گشت . وسراويل 4 آن حضرت را ابحر بن كعب تميمي برد ودرپوشيد وزمن ومقعد 5 گشت وچند كه زنده بود ، نتوانست به پاى خاست وبه روايتي دستهايش بخوشيد 6 . در تابستان چون دو پاره عود 7 بود ودر زمستان ريم 8 وخون مىافشاند . ابن شهرآشوب نسبت اخذ سراويل را با بجير بن عمر الجرمي داده ودر اين سخن متفرد مىنمايد 9 وقطيفهء 10 مباركش را كه از خزبود ، قيس بن أشعث كندى برد وأو را قيس القطيفه ناميدند . به روايت خوارزمي مجذوم شد وأهل بيتش از وى برميدند وأو را در مزابل 11 افكندند وهنوز زنده بود وكلاب گوشتش را دهان مىزدند . قميص شريفش را إسحاق بن حيوة الحضرمي ببرد ودر بر كرد ، مبروص شد وموى سر ورويش بريخت . در آن قميص نشان يكصد وده واند 12 زخم تير وتيغ ونيزه وسنگ بود . وثوب آن حضرت را جعونة بن حويه الحضرمي مأخوذ داشت وملبوس كرد ، رويش ديگرگون شد ومويش پراكنده گشت ، بدنش مبروص آمد . نعلين مباركش را اسود بن خالد الأزدي برگرفت . خاتم مباركش را بجدل بن سليم كلبى با انگشت مباركش قطع كرد . مختار چنانكه انشاء اللّه در جاى خود رقم مىشود ، هر دو دست وهر دو پاى أو را قطع كرد وبيفكند وأو در خون خويش همى غلتيد تا نگونسار به دوزخ درافتاد . شمشير آن حضرت را جميع بن الخلق الأزدي وبه روايتي اسود بن حنظله از قبيلهء بنى تميم برد . ونيز گفتهاند : قلافس نهشلى مأخوذ داشت . محمد زكريا گويد : در نزد حبيب بن بديل ديده شد واين شمشير ، جز ذو الفقار است ، چه ذو الفقار به روايتي با ساير اثاثهء نبوت وامامت مصون ومحفوظ است . ابن شهرآشوب گويد : كمان آن حضرت وبعضي اشيا را رحيل بن جثيمة الجعفي وهانى بن ثبيت الحضرمي وجرير بن مسعود الحضرمي وثعلبة الأسود الأوسي برگرفتند . از اخبار چنان مستفاد مىشود كه : حسين عليه السّلام در يوم طف با دوزره متظاهر بودند : يكى را درع بتراء مىناميدند كه نيك رسا بود . آن را عمر بن سعد برگرفت وگاهى كه مختار أو را بكشت ، آن درع را به قاتل أو أبو عمره بخشيد . درع ديگر را ، مالك بن بشر كندى برد وديوانه شد . ( 1 ) . سلب ( بفتحتين ) : لباس يا سلاحي كه از مقتول ربوده مىشود . ( 2 ) . برنس ( بر وزن برثن ) : كلاه درازى كه در صدر اسلام مرسوم بود . ( 3 ) . جذام : مرضى كشنده است كه به فارسي آن را « خوره » مىنامند . ( 4 ) . سراويل : زير جامه . ( 5 ) . زمن ( به فتح أول وكسر ثاني ) ومقعد ( اسم فاعل از اقعاد ) : زمينگير ؛ كسى كه پارهاى از اعضايش بىحس شده باشد . ( 6 ) . خوشيدن : خشك شدن . ( 7 ) . عود ، بر وزن ومعنى چوب . ( 8 ) . ريم : چرك . -